به باور دلوز، بیانگری آن رشته ای است که هستی شناسی اسپینوزا، معرفت شناسی، فیزیک و نیز اخلاق را به هم متصل می کند؛ به عبارت دیگر، منطق بیانگری منطق حاکم بر تمام حوزه های مختلف فلسفۀ اسپینوزا است و ازهمین جهت دلوز نام مفصل ترین پژوهش خود درباب اسپینوزا را بیانگری در فلسفه: اسپینوزا می گذارد. در این مقاله کوشش می کنم مروری بر این کتاب داشته باشم و ضمن بررسی یکایک بخش ها، مفاهیم طرح شده در آن ها و روند فصل ها، نشان دهم دلوز چگونه حضور منطق بیان را در هریک از وجوه فلسفۀ اسپینوزا شناسایی می کند. به این ترتیب، مفاهیم اساسی در خوانش دلوز از اسپینوزا آشکار خواهد شد. به علاوه، خواهیم دید در هستی شناسی، درون ماندگاری چه نسبتی با بیانگری دارد، و چگونه دلوز با شناسایی دو سطح بیانگری، ـ طبیعت خلاق و طبیعت مخلوق ـ سه گانه های جوهر و نتایج حاصل از آن، و نیز نظریۀ حالات متناهی را شرح می دهد. در فیزیک، رجوع به بدن به مثابۀ بیانی از جوهر و بنابراین درجه ی اشتدادی از توان خواهد بود. به همین ترتیب، سه گانۀ بیانگریِ حالتمند شرح داده می شود. در معرفت شناسی، بسندگیِ ایدۀ حقیقی بر بیانگری آن دلالت دارد. در اخلاق، مسئله بر سر ظرفیت و توانی است که ازآنجایی به بدن و ذهن انسان متعلق است که ذهن و بدن بیانی از جوهر، و بنابراین درجه ای از توان، هستند.